تبلیغات
♥ آمـــ ــوزش مسائـــ ـل جنســ ــی ♥ - پاسخ به سوالات شما در رابطه با ازدواج 1

ابزار وبمستر

 
♥ آمـــ ــوزش مسائـــ ـل جنســ ــی ♥
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : میلاد
نظرسنجی
نظرتان درباره ی وب و مطالب آن چگونه است؟؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :12
  • بازدید امروز :1
  • بازدید دیروز :1
  • بازدید این ماه :1
  • بازدید ماه قبل :1
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نویسندگان

پاسخ به سوالات شما در رابطه با ازدواج 1

روی ادامه مطلب کلیک کنید

===================================================


حتما این سرویس ارسال
پیامک رایگان را امتحان کنید...!!!







آدرس بدون فیلتر فیس بوک...؟؟!!
این دروغ نیست...!!
کاملا رایگان...!!
روی تصویر زیر کلیک کنید و تامل کنید تا کامل لود شود...!!




خدمتی دیگر :

تا لود شدن کامل تأمل نمایید...!



نظر
سلام
دوست عزیز دختری 24 ساله هستم مدت دو سال است که با پسری تصمیم به ازدواج گرفتیم اما پدرم مخالف است با این حال هنوز در تلاش هستیم برای راضی کردن پدرم خانواده ها از ارتباط و صمیمیت ما با خبرن مدتی است که ما برای رفع نیازهای جنسی به تحریک یکدیگر با مسج و نوعی نزدیکی مجازی پرداختیم با اینکه شناخت کامل از هم داریم و دلیل محکم و کافی برای انجام اینکار اما باز مرددم میترسم در آینده دچار مشکل شوم با اینکه طرفم بدبین نیست و بارها و بارها از هم قول گرفتیم که در مورد هم فکر بد نکنیم اما باز آینده نگرانم میکنه که دچار مشکل نشیم دوستداشتم نظر شما را هم بدونم

پاسخ
با سلام و تشکر
ببینید تحریک از طریق مسج و تلفنی
حتی برای افرادی که به خوبی و خوشی چندین سال با یکدیگر ازدواج کرده اند میتواند واقعا مخرب باشد. زیرا اینکار به نوعی اعتبار رابطه را زیر سوال میبرد و باعث میشود هرمت رابطه از بین برود. زمانی که یک زن و شوهر رابطه جنسی دارند ( منظور رابطه جنسی واقعی است نه مجازی ) ممکن است حرفهایی به یکدیگر بزنند که بیرون از اتاق خواب این حرفها را به یکدیگر نمیزنند. اما اگر این حرفها و گفته ها در گفتگوهای روزمره و یا پشت تلفن و ... گفته شود میتواند عامل بسیار مخربی برای رابطه باشد.همانطور که گفتم اینکار حتی برای افرادی که سالیان زیادی است با یکدیگر ازدواج کرده اند و کاملا به یکدیگر شناخت دارند توصیه نمیشود. پس مطمئنا برای زوجهایی که هنوز ازدواج نکرده اند مضرتر است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر
با سلام

ممنون از تمامی مطالبتون ،آموزنده و موثر هست!

آقای خادم من یه دختر 20 ساله هستم که می دونم باید یک سری مسائل رو بدونم و صحیحتر و بهتر زندگی آیندمو بسازم

من ازدواج نکردم ولی مدت هاست یکی از آشنایان ابراز علاقه کرده به من !

حدودا 10 سال میشه!!!!زیاده می دونم اما من با ایشون ارتباطی بیشتر از صحبت نداشتم!و گاهی به دلیل مشکلات ازدواج های خانوادگی از این ازدواج نا امید شدم

می دونم ایشون هم به اصطلاح دوست دختر هایی داره اما به دلیل اعتماد به نفسی که داشتم و می دونستم هرکسی جای دیگری رو نداره و البته اینکه دوست داشتم مرد مورد علاقم پخته تر رفتار و فکر کنه ،مخالفتی با این امر دوستی ایشون نداشتم و به نوعی حس حسادتی نداشتم!اما گاهی نگران این مسئله میشم که آیا به علت دوست نداشتنش هست که واکنشی در اینباره ندارم و یا این به معنی بی وفایی ایشون نیست و بعد از ازدواج هم باز به دنبال دیگری می رود یا نه؟!

پاسخ
با سلام و تشکر
نمی توان گفت که تمام مردها بعد از ازدواج راه های دیگری برای ارضای تمایلات خود انتخاب کنند ولی ازدواج یک امر بیخود و ساده ای نیست.من توصیه می کنم که قبل از اینکه صحبت جدی بشه با ایشون حرف بزنید و هم شما و ایشون نیازهاتون رو از زندگی آینده بگید،این صحبت ها باعث میشه که درکتون از زندگی بیشتر بشه و بدونید واسه چی دارین ازدواج می کنید.شما بیشتر تمرکزتون رو نذارید روی دوست دختر های قبلی اون مرد.مردها و زنها بعد از ازدواج یک نگاه دیگری نسبت به زندگی پیدا می کنند و رفتارهای سنگین تری رو پیشه می کنند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر
سلام
چون نوشته بودید مشاوره یک زحمتی براتون داشتم نمیدونم میتونید کمکم کنید یا نه ولی من  سنم 32 ساله خدارو شکر شغل خوب و مناسب و درامد خوبی دارم ولی راستش از ازدواج میترسم نمیدونم چرااین شده برام یک درد سر تو خانواده حالا موندم چی کار کنم

پاسخ
با سلام و تشکر
شما فرزندی رو که تازه به دنیا اومده رو درنظر بگیرید به محض تولد شروع به ناآرامی میکنه و دلیلش این هست که از جایی که 9 ماه زنگی کرده به یکباره تغییر مکان داده و احساس خوبی نداره.شما هم بعد از 32 سال زندگی بت خانواده  حال به فکر جدا شدن و تغییر مکان هستید.اوایل با کمی استرس همراهه ولی به مرور زمان عادی میشه.امیدوارم در انتخاب همسر موفق باشی.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر
با حرفاتون کاملا موافقم.اگه بخوام خودمم منطقی فک کنم به همین نتیجه می رسم.علاقش که کم نشده ولی دوس داره کلا دور دستش پرباشه.یکی واسه ازدواج و بقیه واسه خوش گذرونی.کلا تو ذاتشه.وقتی هم که فهمید من دونستم کلی تهدیدم کرده که به شخصه یا اینکه سفارشمو به دوستاش می کنه که مثلا پیش خودش باهام کاری کنه که دیگه نتونم با کسه دیگه ای ازدواج کنم.ولی انقد غیرتی هست که اجازه نمی ده دوستاش حتی ببیننم.یا اینکه مسئله ای که از اول واستون توضیح دادمو به بابام می گه.خیلی بی مغزه.هرکاری ازش بر می یاد.مخصوصا که منتظر جواب دانشگامم.می دونه اگه برم دانشگاه به قول خودش دیگه پریدم

پاسخ
سلام
ببینید اگر ازدواجی همراه با اعتماد نباشه مطمئنا چیزی بجز ناراحتی نخواهد داشت. اگر قرار باشد هر روز زندگیتون رو در شک و تردید به سر ببرید که آیا وی الان که از خانه بیرون رفته همراه با خانم دیگری است یا خیر نه تنها باعث آزاردگی شما میشود بلکه در آخر باعث از هم فروپاشیدن رابطیتان میشود.
اگر فکر میکنید میتوانید به وی اعتماد کنید مشکلی نیست اما اگر فکر میکنید نمیتوانید به وی اعتماد کنید بهتر است در اولین فرصت این رابطه را تمام کنید. حتی اگر اینکار شما پیامدهای خوبی نداشته باشد. مطمئنا بهتر است تا مشکلات جدی تر این نشده اند جلوی آنها را بگیرید.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر
سلام ممنوم از وب بسیار مفیدتون

راستش یه سوالی داشتم امیدوارم بتونید کمکم کنید..
من 8/9 ماهی هست با پسری اشنا شدم که این رابطه مخفی نیست و همه خانواده میدونند و خانواده ی اونا اومدن خواستگاری و قراره همه چی تموم بشه اما من یه مشکلی دارم
ماهنوز بهم نامحرممیم و عشقم ازم میخواد نیازشو براش برطرف کنم و من نمیتونم این کارو انجام بدم وقتی بهش میگم نه ناراحت میشه و میگه بهم بی اعتمادی و میگه توهنوز باور نداری مابهم میرسیم..
خوب من بهش اعتماد دارم و رسیدن هم دست خداست ولی اینکه این قبل از ازدواج ازم میخواد نیازشو برطرف کنم برام خیلی سخته و من این کارو انجام نمیدم هرچند اگه از دستش بدم با اینکه خیلی دوستش دارم
میدونم نیاز داره واحتیاجشه اما نمیتونم .....
شما بگین من چیکارکنم؟ چی جوابی بدم که قانع بشه و نگه نیازموبرطرف کن و اینکه من نمیخوام از دستش بدم؟؟؟؟به نظر شما چی مار کنم؟
یه سوال دیگه اینکه من سال اول دبیرستان بودم دوستم یه کلیپ سکسی نشونم داد اولین بار بود میدیدم خیلی وحشتناک بود من ترسیدم
ازاونروز به بعد از سکس میترسم حالا اگه بخوام ازدواج کنم چی میشه؟

پاسخ
سلام
شما کار درستی کردید. میتوانید به نامزدتان بگویید من به تو اطمینان دارم اما دوست دارم اولین رابطه جنسیمان بعد از ازدواج باشد چون اینگونه بیشتر لذت خواهم برد. و یا به دلایل دینی بهتر است اینکار را نکنیم. و یا حتی اینکه احساس خوشایندی نسبت به انجام اینکار قبل از ازدواج ندارید. مطمئنا نامزدتان چون خیلی دوستتان دارد منطقی برخورد میکند. به هر حال خود زن و شوهر هم با محرم شدن با آسودگی خاطر بیشتر میتونن رابطه داشته باشن.
سوال 2) هیچوقت رابطه جنسی خودتان را با فیلمهای مبتذل مقایسه نکنید چون اونها بازیگرند و اصلا رابطه جنسی اینگونه نخواهد بود برای شما. شما رابطتتون با همسرتون رو در یک شب رمانتیک که با آرامش بسیار زیاد در آغوش فردی که وی را بسیار دوست دارید و او هم عاشق شما است تصور کنید. هیچ اجبار و فشاری روی شما نیست که کاری را که نمیخواهید انجام دهید پس ترس از آن بی جهت است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر
سلام
24 سالمه و خواستگارای زیادی داشته و دارم . اما همیشه غرق درس بودم و نمیخواستم به ازدواج فکر کنم . امسال هم کارشناسی ارشدم را شروع می کنم برا همین بازم بهونه میارم . اما دیگه مثل قبل نیستم که بگم نیاز ندارم ، بدم نمیاد ازدواج کنم اما وقتی با خودم فکر میکنم ته دلم راضی نمیشه و بازم درس و زندگی مجردی را ترجیح میدم . البته 1سالی هست دوست پسر دارم اما با اونم فقط حرفمون کارو درسه و از اول قرار گذاشتیم به فکر ازدواج با هم نباشیم . هیچ احساس عاطفی نسبت به خواستگارام ندارم . فقط دلم برای یکیشون میسوزه که دوستم داره و هرکاری کرده که راضیم کنه اما من نمیتونم از خواسته های شخصیم دست بکشم . کم کم دارم فکر میکنم این یه مشکله . نظر شما چیه ؟

پاسخ
سلام
به نظر من اصلا مشکل نیست! خیلی از دختر پسر ها از ترس از دست دادن موقعیتی که در زندگی مجردی دارند ازدواجشان را به تاخیر می اندازند. یعنی فکر میکنند با ازدواج دیگر نمیتوانند همانند گذشته هرکاری که میخواهند در هر زمانی که میخواهند انجام دهند که واقعا هم درست است! البته به این موضوع هم توجه کنید با ازدواج شرایط شما عوض میشود اما به این معنا نیست که بدتر میشود! اگر با کسی که وی را واقعا دوست دارید ازدواج کنید مطمئنا آنقدر از زندگی مشترکتون لذت میبرید که حاضر نمیشوید آنرا با چیزی عوض کنید! البته شرط این لذت بی پایان این است که با کسی ازدواج کنید که واقعا همدیگر را دوست داشته باشید و از روی دلسوزی و ... نباشد! به هر حال این احساس شما کاملا طبیعی است اما نباید بگذارید این احساس باعث شود شما خواستگارهای خودتون رو بی دلیل رد کنین زیرا مطمئنا با گذشت زمان این احساس شما عوض خواهد شد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر
سلام روز شما به خیر
من دختری 31 ساله هستم که نزدیک 2 سال است عقد کرده ام تا کنون با همسرم نزدیکی کامل نداشته ام شهریور عروسی مان است مادرم می گوید باید دستمال به من بدهید و من نگران هستم که نکند خونی از من نیاید و شاید پرده من صدمه دیده باشد ( با اینکه نزدیکی کامل نداشته ایم ) می خواستم بپرسم آیا هنوز هم رسم است که دستمال بدهند ما در تهران زندگی می کنیم بیشتر مادر من اسرار به این موضوع دارد خیلی نگرانم و استرس دارم خواهش می کنم جواب من را بدهید

پاسخ
سلام
این رسم که دستمال را بدهند تقریبا دیگر منسوخ شده است جز در برخی روستاهای دور دست. و اگر بخواهند از باکره بودن دختر مطمئن شوند با مراجعه به دکتر و معاینه اینکار انجام میشود. اما این که مادر شما مایل به انجام این کار است به رسم و رسومات خانواده شما برمیگردد. البته اگر دخول نداشتید نباید نگران باشید.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر
تشکر آقا خادم از این که جواب میدید به سوالات ما جوانها.باکمال شرمندگی من با یه دختری تقریبایک سالو نیمه صحبت می کنم و ازشون خواستگاری کردم از خودش اما رسمی نرفتم و الان دارم میبینم که نمی تونم باهاش ازدواج کنم چون مشکلات زیادی داریم اما خودش میگه حل میشه اما نه. واینکه ما باهم رابطه جنسی از مقعد هم داشتیم(با کمال شرمندگی)والان توبه کردم ازکارام .حالا چیکار کنم که از من نفرت پیدا کنه و دیگه راضی نشه با من ازدواج کنه. ترو خدا جواب بدید .

پاسخ
واقعا موضوع خیلی بزرگیه و من نمیدونم چی بگم. از گفته هاتون معلومه خودتون پشیمان شده اید اما آسیبهای روحی که به اون دختر وارد میشه هیچوقت جبران نمیشود. این دقیقا یکی از دلایلی هست که توصیه میشه قبل از ازدواج رابطه جنسی نداشته باشید.
اگر کسی عاشق فرد دیگری شده باشد به این راحتی نمیتوان کاری کرد که این عشق به تنفر تبدیل شه. شما باید رو در رو و بطور کاملا جدی با وی صحبت کنید و وی را قانع کنید که به درد همدیگر نمیخورید. البته باز هم صدمه های وارده به وی باقی میمانند اما اگر واقعا قصد ازدواج با وی را ندارید هر چه زودتر این قضیه را روشن کنید بهتر است.
آیا شما مطمئنید که مایل نیستید با وی ازدواج کنید؟ چون خیلی از زوجها وقتی پای عمل میرسند به علت اضطراب و ترس از آینده سر دو راهی قرار میگیرند که کاملا طبیعی است و بعد از مدتی حل میشود.
اگر مطمئن هستید بهتر است بیشتر طول ندهید این موضوع را چون هر چه طولانی تر شود سختتر و پیچیده تر میشود. اما اینکه دقیقا چه بگویید و چه کار کنید را من هم نمیدانم و واقعا هم کار سختیه چون با کوچکترین اشتباهی ممکنه زندگی اون فرد رو برای همیشه خراب کنید.





نوع مطلب : پاسخ به سوالات شما در رابطه با ازدواج، 
برچسب ها : رابطه در ازدواج، رابطه با ازدواج، پاسخ به سوالات در مورد رابطه با ازدواج،
لینک های مرتبط :






 
   

ابزار وبمستر